اما نبايد اينكه يروز عاشق اونم يروز ازش متنفرم و تحملش ميكنم برام عجيب باشه...چون كل عمرم همين بودم...
كل عمرمو تو تناقض گذروندم...چقد خستم ازين عذابي كه دارم ميبينم...
از بچگي تا الان...واقعا خسته كنندس...ميدونم كه بايد برم دكتر و درمانش كنم...هميشه ميدونستم...اما نميدونم چرا نميتونم بيشتر از يه جلسه برم...حوصلم نميكشه...
خستم فقط...كاش خوب شه خودش...
برچسب:
نویسنده: ماهان رادمنش